مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
99
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
پيروزى نهايى برسد ولى نيرنگِ بر نيزه كردن قرآنها كه عمروعاص آن را ابتكار كرد و نادانى و تحجّر فكرى خوارج آن را قرين موفقيت ساخت ، آن حضرت را به پذيرش ماجراى نمايشى تحكيم وادار كرد ؛ و اين رويارويى با نتيجهاى غير قطعى به پايان رسيد . پس از شهادت اميرالمؤمنين على عليه السلام ، امام حسن عليه السلام زمام امور را به دست گرفت ؛ و با معاويه به منازعه برخاست . اما رويارويى او بيش از چند ماه طول نكشيد ؛ زيرا طى اين مدت امّت اسلامى نشان داد كه از جنگ نفرت و به دنياى معاويه گرايش دارد ؛ و به اهل حق بىاعتنا است . با مشاهدهء اين شرايط ، امام عليه السلام به ناچار صلح را پذيرفت و حكومت را به معاويه واگذارد . از آن پس كارها به نفع معاويه سامان گرفت و همه جهان اسلام زير سلطه او درآمد ؛ و به اين ترتيب جريان نفاق بار ديگر سلطهاش را در قالب شخصى كه در ميان رهبران جريان نفاق زيركترين و دشمنى او نسبت به اسلام از ديگران شديدتر بود ، يعنى معاوية بن ابىسفيان دوباره به دست آورد . پيامدهاى دوران معاويه پيامدهاى روزگار بلند حكومت معاويه گوياى بخت بلند و طالع باشكوه اوست و در سرنوشت اسلام و مسلمانان تأثيرهاى مهمى نهاد كه بهمواردى از آن دراينجا اشاره مىگردد . 1 - تبديل شدن حكومت از خلافت به پادشاهى معاويه از هنگام به دست گرفتن زمام امور شام همانند پادشاهى آزاد در آن تصرف مىكرد . هر چه مىخواست انجام مىداد و بى آنكه در كارش نظارتى باشد يا كسى از او حساب بكشد هرطور كه مىخواست خرج مىكرد . همه اين كارها با پشتيبانى خليفه دوم انجام مىشد . هنگامى كه معاويه در شام با موكبى بزرگ به استقبال وى آمد ، عمر از آن شكوه به شگفت آمد و سببش را از معاويه جويا شد . او پاسخ داد : « يا اميرالمؤمنين ، ما در سرزمينى هستيم كه جاسوسان دشمن در آن بسيارند . بنابر اين لازم است كه عزت حكومت را چنان آشكار كنيم كه نشان عزت اسلام و مسلمانان باشد و دشمنان را بترساند . اگر فرمان دهيد به اين كار ادامه مىدهم و اگر باز داريد ، دست مىكشم » . عمر